۱۳۹۱ بهمن ۱۶, دوشنبه

شیخ فرمود: ملالی نیست


مریدان شیخ را گفتند: دختران ما در امارات خريد و فروش می‌شوند!!
شیخ فرمود: ملالی نیست... شيوخ آنجا برادران مايند و تجارت با آنان حلال باشد!!
مریدان گفتند: سن فحشا به دوازده سال رسيد!!
شیخ فرمود: خیالی نیست... سن تكليف نه سال باشد !!
مریدان گفتند: فقرا كليه هاشان تمام شد، قلب‌ها بفروشند!!
... شیخ فرمود: اشکالی نیست... فقط ايمانشان را نفروشند!!
مریدان گفتند: جوانان غرق اعتیاد و افیون و اکس شده اند!!
شیخ فرمود: مادام که در مجالس مختلط لهو و لعب نکنند ملالی نیست !! !

مریدان گفتند: مردان سه جا کار می کنند و از مردی رفته اند اما همچنان مقروض و بدهکارند!!
شیخ فرمود: هنوز از دوازده شب که به خانه میایند تا اذان صبح زمان کافی برای نماز شب دارند پس اشکال وارد نیست!!

مریدان گفتند: هر روز بر تعداد نوزادان سر راهی افزوده میشود !!
شیخ فرمود: بچه های بالای پنج سال را به پرورشگاههای محیطی بفرستید تا در شیرخوارگاه آمنه جا گشاده گردد!!

مریدان گفتند: از سوخت خراب وآلودگی هوا جوانان چپ و راست سکته می کنند و کودکان سرطان خون گرفته اند!!
شیخ فرمود: دنیا را اعتبار نباشد . پشت سر وزارت نفت غیبت نکنید !!
مریدان گفتند: مردم از فقر و بدبختی و بی عدالتی افسرده و گریان و نالانند !!
شیخ فرمود: مرحبا ! بسیار گریه کنید تا گناهانتان آمرزیده شود !!
////////////////////////////////////////////////////
ناگاه مریدی سبک عقل از آن پشت عربده زد:
وا مصیبتا... وا اسلاما!! در میدان ولیعصر چند تار موی زن بیرون همی زدندی...!!
شیخ خشمگين شد و کف بر دهان آورد و ناسزا و سقط گفت و هروله کنان براه افتاد
و مریدان خشتکها از پا بکندندی و بر سر نیزه ها کردندی و زنجیرها و
قمه ها و پنجه بوکسها برداشتندی و عربده کشان برای ارشاد به موقعیت اعزام شدندی.....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر